« بررسي عوامل مؤثر بر بهبود مديريت مدارس دوره متوسطه شهر اصفهان از ديدگاه مديران و دبيران »

 

پژوهشگر : تقي آقا حسيني

ناظر : دكتر علي عطافر

 

مقدمه

سازمانهاي آموزشي از جمله سازمانهاي خدماتي هستند كه به علت ماهيت انساني ، تربيتي ، معنوي ، تعداد اهداف و پيچيدگي ارزشيابي از حساسيت و اهميت فوق العاده اي برخوردارند . اين سازمانها براي رسيدن به اثر بخشي ، كارايي و بهره وري همواره مستلزم شيوه هاي رهبري اثر بخش و بهبود مستمر هستند . در ميان سازمانهاي آموزشي ، دوره متوسطه بدليل آماده سازي نيروي انساني براي ورود به جامعه و بازار كار ، مسئوليت پذيري ، استقلال طلبي ، رشد شناختي و عاطفي نوجوانان و حرفه‏اي و نيمه حرفه‏اي بودن دبيران و نهادينه كردن فرهنگ توسعه از اهميت ويژه اي برخوردار است .در بهبود مديريت مسائلي چون آشنايي مديران به فلسفه مديريت ، آگاهي از عمل مديريت و سازمان ، تحول در ويژگيهاي شناختي ، عاطفي ، رفتاري ، باورها ، نگرش ها و افزايش مهارتهاي مربوط به برنامه ريزي ، تصميم گيري ، مسئله گشايي ، رهبري مشاركتي و ارزيابي مستمر مطرح است . بطور كلي هدف از بهبود مديريت ، تقويت فرآيندهاي انساني ، عملكرد سازمان و تحقق هدفهاست به صورتي كه سازمان به سطح حياتي برسد. بهبود امر مستمري است كه فرآيند مديريت يعني هدفگزاري ، برنامه ريزي ، تصميم گيري ، رهبري ، ارتباط سازنده و خلاق با كاركنان و ارزيابي مستمر را همواره مورد بررسي و تجديد نظر قرار داده و با آموزش و يادگيري سعي در انجام بهتر امور دارد .

اهداف پژوهش

هدف كلي : بررسي و ميزان تاثير عوامل موثر بر بهبود مديريت مدارس از ديدگاه مديران و دبيران دوره متوسطه شهر اصفهان بوده است .

هدف‏جزئي : هدفهاي جزئي اين پژوهش تعيين اولويت ميزان تاثير اين عوامل و مقايسه نظرات مديران و دبيران در مورد تاثير اين عوامل با توجه به جنسيت ، سنوات خدمت ، سطح تحصيلات ، مسئوليت سازماني ، نواحي محل خدمت ، نوع مدرسه و نوع رشته تحصيلي است .

سئوال‏ها يا فرضيه هاي پژوهش

                                                                        الف) شناختي

1- آيا به نظر مديران و دبيران ويژگيهاي فردي      ب) عاطفي          مورد نياز مديران بر بهبود

                                                                        ج) رفتاري          مديريت مدارس تاثير دارد؟

 

 


 

                الف ) بازنگري وضع موجود

                                                           ب ) هدف گزاري كلي                    هدف گذاري

2- آيا به نظر مديران و دبيران تقويت         ج ) هدف گزاري عيني            بر بهبود مديريت مدارس

برنامه هاي آموزشي مدرسه                  د ) تعيين فعاليتها                           تأثير دارد ؟

 

 

 

      الف )رهبري مشاركتي

3- آيا به نظر مديران و دبيران اداره كيفي مدرسه           ب) تصميم گيري مشاركتي

       ج ) ارتباط سازنده و خلاق

بر بهبود مديريت مدارس تاثير دارد ؟

 

4- آيا به نظر مديران و دبيران ارزيابي مستمر بر بهبود مديريت مدارس تاثير دارد ؟

5-  آيا بين  نظرات  مديران و دبيران در مورد ميزان تاثير هر كدام از عوامل با توجه به متغير هاي دموگرافيك ( جنسيت ، سنوات خدمت ، سطح تحصيلات ، مسئوليت سازماني ، نواحي محل خدمت ، نوع مدرسه ، نوع رشته تحصيلي ) تفاوت معني داري وجود دارد ؟

6- آيا بين متغيرهاي دموگرافيك ( جنسيت، سنوات خدمت، سطح تحصيلات، مسئوليت سازماني، نواحي محل خدمت ، نوع مدرسه ، نوع رشته تحصيلي ) و نظرات مديران و دبيران در مورد تأثير عوامل , رابطه چندگانه  معني داري وجود دارد؟

 

متغيرهاي پژوهش

در اين پژوهش يازده متغير به عنوان عوامل موثر بر بهبود مديريت ، شناسايي و بررسي شده است كه مي توان آنها را به چهار مقوله طبقه بندي نمود . اين متغير ها عبارتند از : ويژگيهاي فردي
( ويژگيهاي شناختي ، عاطفي و رفتاري ) ، تقويت برنامه هاي آموزشي مدرسه ( بازنگري وضعيت موجود ، هدف گزاري كلي ، هدف گزاري عيني ، تعيين فعاليتها ) ، اداره كيفي مدرسه ( رهبري مشاركتي ، تصميم گيري مشاركتي ، ارتباط سازنده و خلاق) و ارزيابي مستمر كه مورد مطالعه و بررسي قرار گرفته است .

جامعه آماري ، نمونه و روش نمونه گيري

جامعه آماري اين پژوهش كليه مديران و دبيران دوره متوسطه نواحي پنجگانه شهر اصفهان در سال تحصيلي 81  ـ 80 بوده اند . نمونه مورد مطالعه 200 نفر ( 40 نفر مدير و 160 نفر دبير ) بوده‏اند. واحد نمونه گيري در اين پژوهش مدرسه بوده است . لذا 40 مدرسه به عنوان نمونه به طور تصادفي انتخاب و از هر مدرسه شخص مدير و چهار نفر از دبيران به صورت تصادفي انتخاب گرديده اند . بنابراين روش نمونه گيري در اين پژوهش ، طبقه اي تصادفي متناسب با حجم بوده و ويژگيهاي چون جنسيت ، ناحيه محل خدمت و نوع دبيرستان در نظر گرفته شده است .

ابزار اندازه گيري و روش تجزيه و تحليل داده ها

وسيله اندازه گيري و جمع آوري اطلاعات يك پرسشنامه 110 سئوالي محقق ساخته بوده است كه ميزان تاثير هر كدام از متغير ها را بر روي طيف ليكرت كه از 1 تا 5 نمره گذاري گرديده بود مورد سنجش و اندازه گيري قرار داده است . بنابراين داده هاي پژوهش در سطح مقياس فاصله‏اي در نظر گرفته شده است . اين آزمون از روايي صوري و محتوا برخوردار بوده و ضريب پايايي آن با استفاده از ضريب آلفاي كرانباخ 98 /0 بوده است . براي تجزيه و تحليل و توصيف داده ها از شاخصهاي آمار توصيفي و براي آزمون سئوالات و فرضيات پژوهش از انواع آزمونهاي پارامتر يك و غير پارامتر يك به تناسب نوع سئوال يا فرضيه استفاده شده است .

روش پژوهش

در اين پژوهش از روش تحقيق پيمايشي يا زمينه يابي كه نوعي روش توصيفي است استفاده شده است .


 

بخشي از يافته هاي پژوهش

نتايج اين پژوهش نشان داد كه نمونه مورد مطالعه تاثير متغير هاي مورد بررسي را بر بهبود مديريت ، حداقل 5 /91 درصد تا حداكثر 5 /97 درصد خيلي زياد ارزيابي نموده اند .ميانگين نمرات ميزان تاثير اين متغير ها بر بهبود مديريت ، حداقل 08 /41 تا حداكثر 42 /44 بوده است . بنابراين به نظر مديران و دبيران همه متغير ها به تفكيك در سطح خيلي زياد بر بهبود مديريت موثر است . آزمون T تك نمونه اي در همه متغير ها حداقل در سطح 1 0/0 α=   معني دار بوده است . همچنين آزمونهاي آماري نشان داد كه بنظر مديران و دبيران از بين ويژگيهاي فردي ، ويژگيهاي رفتاري و عاطفي بيشتر از ويژگيهاي شناختي ، و از بين متغير هاي مربوط به اداره كيفي مدرسه ، متغير ارتباط سازنده بيشتر از رهبري و تصميم گيري مشاركتي بر بهبود مديريت موثر بوده است .

بخشي از پيشنهادها

·        به مديران توصيه ميشود براي تقويت برنامه هاي آموزشي مدرسه ، وضعيت موجود مدرسه را در آغاز سال تحصيلي بازنگري نموده و براي مدرسه با مشاركت دبيران يك رسالت معين و مشخص را در نظر گرفته و آنرا راهنماي عمل مدرسه قرار دهند . سپس اهداف كلي و عيني مدرسه را تدوين و فعاليتهاي معيني را براي تحقيق اهداف مشخص نمايند.

·        به مديران توصيه مي شود يك نظام سنجش و اندازه گيري بمنظور ارزيابي مستمر از فرآيند و چگونگي اجراي برنامه ها پيش بيني و تهيه نمايند . اين نظام بايد آنچه در مدرسه در حال انجام است را بسنجد .

·        به مديران پيشنهاد مي شود مشاركت كاركنان و معلمان را در قلب برنامه هاي خود قرار دهند و از اين طريق زمينه ايجاد انگيزه به كار را در معلمان افزايش دهند . در اين راستا مشاركتهاي گروهي را بر مشاركتهاي فردي ترجيح دهند .